توییت قبلی گفته بود که SARMS باید PCT را انجام دهد. بیشتر پیام های خصوصی و نظرات هنوز از من می پرسند که آیا 4033 یا 2866 نیاز به انجام PCT دارد؟ چرا PCT مورد نیاز است، خوب~~~ بیایید امروز در مورد اصل صحبت کنیم، امیدوارم کسی دوست داشته باشد اصل را بخواند.
بدن انسان یک شبکه بسیار شگفت انگیز است. تکامل 500،000 ساله، اصل اولیه بدن ما را برای زنده ماندن ساخته است. اصل بقا استفاده از آن در داخل و خارج است، یعنی صرفه جویی در انرژی. بدن هر کاری که ممکن است انجام می دهد تا انرژی را برای ما ذخیره کند، بنابراین تا زمانی که از آن استفاده شود مغز ما این قسمت از عملکرد را خاموش می کند تا مصرف انرژی را کاهش دهد. این امر به ویژه در مورد محور گناد صادق است. خود محور غدد جنسی انسان متفاوت از اجداد ما تکامل یافته است. پستانداران دیگر هر سال یک فحلی ثابت دارند و انسان تنها پستانداری است که می تواند در هر زمان و هر مکان در گرما باشد. حیوانات، بنابراین در مقایسه با سایر حیوانات، محور غدد جنسی ما در حال حاضر یک دستگاه پرانرژی است، بنابراین هنگامی که یک آندروژن برون زا وجود دارد، محور گناد بسته یا تا حدی بسته می شود. پس حتما بعضی از دوستان گفته اند مگه سارمز آندروژن نیست؟ تستوسترون نیست؟ ولی! اثر Sarms واقعی باعث افزایش استفاده از گیرنده های آندروژن برای آندروژن در بدن و همچنین بهبود عملکرد جذب پروتئین در بدن، یعنی عملکرد سنتز عضلات می شود. پس از مدتی، بدن ما با این نوع تحریکات سازگار می شود و این عملکرد مصنوعی ضعیف می شود به طوری که حتی اگر به استفاده از Sarms ادامه دهیم، عملکرد مصنوعی به آرامی به حالت قبل از استفاده از Sarms برمی گردد، این همان بدن است. اقتباس شده و دیگر حساس نیست، این لفاظی خوبی است. به بیان صریح تر، محور غدد جنسی ما در این زمان به آرامی شروع به بسته شدن یا تا حدی بسته شدن کرده است، زیرا بدن قبلاً غدد درون ریز بدن را احساس کرده است. آندروژن کافی است و این کافی است بر اساس اراده ما نیست، یعنی اگر فکر کنید کافی است ترشح را قطع می کند، اما اگر فکر می کنید کافی نیست ترشح را تسریع می کند، این کفایت را می کند. ترشحی از بدن است که بر اساس غریزه بقا کاهش می یابد. می توان گفت بدن ما بسیار باهوش تر از آن چیزی است که فکر می کنیم. تنها در 300 سال گذشته است که کل جمعیت بشر می تواند به اندازه کافی غذا بخورد، و چنین مدت زمان کوتاهی برای مقاومت در برابر نتایج تکاملی 500،{5}} سال قبل کافی نیست. نتیجه تکامل ما طی سالها این است که میتوانیم بهترین شکارچی شویم، و پیشفرض شکارچی خوب بدون دندانهای تیز و تیز این است که میتوانیم استقامت کافی برای خسته کردن طعمه را از طریق تعقیب طولانیمدت داشته باشیم، بنابراین برای ماهیچهها مثل این. از نظر ساختار بدن، مغز فکر می کند که کافی است، بنابراین چه از Sarms استفاده کنید چه از استروئیدها، چیزی که باید با آن مبارزه کنید سن شما نیست، بلکه نتایج تکاملی 500،{8}} سال انسان است. موجودات این همان چیزی است که اغلب در رمان علیه آسمان گفته می شود. اگرچه Sarms که یک آندروژن واقعی نیست، مستقیماً بر محور غدد جنسی ما تأثیر نمی گذارد، اما با افزایش استفاده از آندروژن ها و افزایش سرعت جذب پروتئین، به طور غیرمستقیم بر غدد درون ریز ما تأثیر می گذارد. بنابراین، Sarms بر محور گناد و غدد جنسی تأثیر می گذارد. کاری که پس از تحت تاثیر قرار گرفتن محور باید انجام دهیم این است که محور گناد را در اسرع وقت بازیابی کنیم و بازیابی طبیعی محور گناد کندتر از آنچه تصور میکردیم انجام میشود، بنابراین PCT در این زمان از اهمیت ویژهای برخوردار است، در غیر این صورت، ما با مشکل مواجه خواهیم شد. برای استفاده از Sarms افزایش ماهیچه و کاهش چربی بدن برای حفظ یا حتی بازگشت به شکل اولیه دشوار خواهد بود زیرا محور گناد به موقع ترمیم نمی شود. امیدوارم اتوهای قدیمی که آماده استفاده از Sarms هستند فرصت دیدن این توییت و PCT را داشته باشند.





